:::گل نرگس***:::عج*** :::گل نرگس***:::عج***



:::گل نرگس***:::عج***
                   
پیوندبه دوستان
استاد محمّدرضایحیایی:بنیانگذار یوگای جامع ( اسلامی) در ایران و جهان
نــیــلـــوفـــرآبـــی


Wednesday, December 15, 2004

● اشنايى كوتاهى با امام زمان عج :قسمت 1

اي پاك ترين واژه آسماني اي ترنم زيبائيها واي طراوت بي پايان بهاري زمين درانتظار قدومت بي قراري مي كند وآسمان براي ديدن آن خورشيد فروزان لحظه شماري مي كند


اشنايى كوتاهى با امام زمان عليه السلام
ميلاد

زمان دقيق ولادت
با توجه به روايات شيعه و سنّى زمان دقيق ولادت آن نور الهى در پانزدهم شعبان سال 255 هجرى بوده است.
باردار نور
يكى از ويژگى هاى زمان حمل امام زمان ـ ارواحنا فداه ـ اين بود كه تا زمان ولادت آثارى از حمل در جناب نرجس خاتون (مادر بزرگوارشان) ديده نشد.
جريان تولد حضرت مهدى
«حكيمه» دخت امام جواد(ع) مى گويد:
حضرت عسگرى(ع) مرا به خانه خويش فرا خواند. ايشان فرمود: «عمّه جان! ...در چنين شبى (نيمه شعبان) خداوند، جهان را به نور وجود حجّت خويش، روشن خواهد ساخت.
پرسيدم: «مادر او كيست؟»
فرمود: «نرجس»
گفتم: «من در او هيچ نشان و اثرى از آنچه نويد مى دهيد، نمى بينم.»
فرمود: «حقيقت همان است كه گفتم، آماده باش.»
فجر در فجر
من بعد از نماز افطار كرده، خوابيدم. نيمه شب گذشته بود كه براى نماز شب بپا خاستم. نماز را خواندم. ديدم «نرجس» خواب است و حادثه اى رخ نداده است. به تعقيبات نماز نشستم و بار ديگر خوابيدم و بيدار شدم، اما ديدم او هنوز خواب است. پس از آن بود كه براى نماز شب بپا خاست.
ديگر از تحقق نويد حضرت عسگرى(ع) دچار ترديد مى شدم كه آن حضرت از اطاق خويش مرا مخاطب ساخت و فرمود: «عمّه جان شتاب مَوَرز كه تحقق وعده الهى نزديك است.»
... ديدم «نرجس» نماز را به پايان برده و به خود مى پيچد. از او پرسيدم: «آيا از آنچه در انتظارش بودم، چيزى حس نمى كنى؟»
پاسخ داد: «چرا عمّه جان!...»
گفتم: «خدا يار و نگهدارت باد! خود را مهيّا ساز و بر او اعتماد نما و نگران مباش كه لحظات تحقّق آن وعده مبارك فرا رسيده است.»
مانند يك مددكار آگاه و دلسوز به يارى او كمر همّت بستم. او دست مرا گرفت و فشار داد و از شدّت درد، ناله زد و بر خود پيچيد.»
حضرت عسگرى(ع) از اطاق خويش دستور داد كه برايش سوره مباركه «قدر» را تلاوت كنم.
شگفتا كه ديدم كودكِ ديده به جهان نگشوده، به همراه من به تلاوت قرآن پرداخت و سوره مباركه «قدر» را با من تلاوت كرد.
از شنيدن نواى دل انگيز قرآن او، هراسان شدم كه حضرت عسگرى(ع) مرا ندا داد و فرمود: «عمّه جان! آيا از قدرت الهى شگفت زده شده اى! اوست كه ما را در خردسالى به بيان دانش و حكمت توانا ساخته و به سخن مى آورد و در بزرگسالى ما در روى زمين حجّت خويش قرار مى دهد چه جاى شگفتى است؟!»
«نرجس» از نظرم ناپديد گرديد و گويى حجابى ميان من و او، افكنده شد و ما را از هم جدا ساخت; حيرت و وحشت مرا گرفته بود. پس از مدتى، ديدم پرده اى كه ما را از هم جدا ساخته بود، برطرف شده است. چشمم به آن بانو افتاد و ديدم چهره اش غرق در نور است به گونه اى كه ديدگانم را خيره ساخت و در همين لحظات كودك گرانمايه اى را ديدم كه در حال سجده است و خداى را ستايش مى كند و بر بازوى راست او اين آيه نوشته شده كه: «جاء الحق و زهق الباطل انّ الباطل كان زهوقاً.»
]حق آمد و باطل رخت بربست همانا باطل رفتنى است.[
وى در سجده پس از شهادت به توحيد و رسالت پيامبر اكرم(ص) و امامت پدران خود، نام آنها را يك يك برشمرد و براى فرج خويش دعا نمود و آيه 18 و 19 سوره آل عمران را تلاوت نمود، پس از آن عطسه كرد و دعا نمود.
برگرفته از سايت

gole-narges  ||  1:14 PM { }


امکانات تارنگار

۩ صفحه اصلی
۩ پستخونه
۩ لینک سایتهای اسلامی
۩ نیلوفر آبی
۩ سایت استاد محمّدرضا یحیایی
۩ لینک دیگر این وبلاگ
۩ http://gole-narges.tk
۩ نمايه تارنگار

 :::گل نرگس***:::عج***
۩ :پیوند به من


۩ Downloadدریافت فایل:

Screen Saver:منجی در ادیان
مناجات ای قلم سوزلریم:حاج رهبر
سرود گل نرگس
دعای عهد
دعای فرج
دعای فرج
دعای فرج
دعای آل یاسین
دعای زیارت امام زمان درروزجمعه
دعای ندبه
دعای اللهم عظم البلاء
دانلود آهنگ انسان
دانلود فلش آخرین نفس(درباره مرگ)


بايگانی

December 2004

January 2005

February 2005

March 2005

April 2005

March 2007

April 2007

May 2007